تئاتر و سینما و هفتگانه هنر

خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 10 مهر ماه سال 1387 ساعت 02:42
منبع : ناکجا آباد آغاز تلاش های گلزار برای رفع ممنوع الکاری گلزار افطاری می دهد اطلاعات جدید رسیده به «پایگاه اطلاع رسانی رضا استادی» از تلاش های محمد رضا گلزار برای رفع ممنوع الکاری حکایت می کند. این بازیگر سینما که مدتی است دوران ممنوع الکاری خود را سپری می کند، این روزها تلاش های فراوانی را برای حضور مجدد در سینما آغاز کرده که یکی از آنها دیدارهای پی در پی با مسعود کیمیایی کارگردان برجسته سینمای ایران است. کیمیایی این روزها در حال فراهم کردن مقدمات ساخت فیلم جدید خود با نام « شریک» است و گلزار به وی پیشنهاد کرده که در قبال سرمایه گذاری کامل برای ساخت این فیلم، وی ایفای نقش اول فیلم شریک را به عهده بگیرد و با تلاش های این کارگردان برجسته سینمای ایران دوباره به سینما بازگردد. البته اطلاعات رسیده حاکی است نقش اول فیلم شریک به طور قطعی به «پولاد کیمیایی» تعلق دارد و حتی با در نظر گرفتن توافق اولیه گلزار و کیمیایی، این بازیگر باید نقش دوم فیلم استاد را ایفاء کند. بد نیست بدانید این ملاقات ها در آرایشگاه گلزار صورت می گیرد که در خیابان قلهک واقع شده است. این آرایشگاه مجهز به چند دستگاه « سولاریوم» جهت برنزه کردن پوست است که با وجود ممنوعیت استفاده از این دستگاه به دلیل خطراتی که دارد، همچنان در این محل مورد استفاده قرار می گیرد. از سوی دیگر خبرهای رسیده حاکی است علت ممنوع الکاری این بازیگر، نه به دلیل درخواست دستمزد هفتاد میلیون تومانی و نه به دلیل شکایت تهیه کنندگان، بلکه صرفا به دلیل درگیری منجر به بازداشت وی با یک افسر وظیفه شناس اماراتی و نیز کشیده شدن کار به سفارت ایران در امارات و بازداشت وی در یکی از ایستگاه های پلیس امارات بوده و به دلیل ابعاد وسیع این پرونده، یکی از دستگاه های فعال در امور خارج از کشور، از وزارت ارشاد خواسته تا این بازیگر ممنوع الکار شود که این ممنوع الکاری قطعا تا پایان فعالیت دولت فعلی ادامه خواهد یافت. گلزار که به دلیل این مسئله دیگر امکان دریافت ویزای امارات را نیز ندارد، این روزها در تلاش برای رفع ممنوع الکاری خود شیوه های مختلفی را می آزماید که یکی از آنها برگزاری یک مراسم «افطار» با حضور جمعی از مسوولان سینمای ایران، تهیه کنندگان و کارگردان های شاخص و برخی از چهره های صاحب نفوذ است. هنوز از جزئیات برگزاری این مراسم افطاری اطلاعات دیگری منتشر نشده است.
سه شنبه 9 مهر ماه سال 1387 ساعت 13:54
عید سعید فطر مبارک باد یکماه روزه داری و خودسازی مبارک باد
شنبه 16 شهریور ماه سال 1387 ساعت 23:28

دمی در قهوه‌خانه سنتی مجموعه تئاترشهر
نقل و پرده و ضرب و ترنا
ایران تئاتر -  سرویس خبر  

فیروزه‌ای قهوه‌خانه‌ای که می‌دانی هنر طراحی صحنه است، با زنگ و ضرب مرشد و صدایِ زنگِ ظریف استکان‌های چای، ردیف نقالان و مرشدان کهنسال و جوان، مردان سیاه کتِ کلاه‌دار و....
رخصت!
از پله‌های کافه تریای تئاترشهر که پایین بروید، زمان 50 سال و شاید بیشتر به عقب باز می‌گردد. مردان کلاه شاپو بر سر و کت‌هایی بر دوش افکنده، همه جا دیده می‌شوند. سکوی کوتاهی در یک سو و ردیف‌های صندلی در سوی دیگر که مملو از هنرمندان و مردم روزه‌داری است که آمد‌هاند تا ساعتی بعد از افطار به گذشته‌ها سفر کنند اولین تصویری است که بعد از پوشش برگزار کنندگان توجه را جلب می‌کند. البته چایخانه کوچکی که در آغاز پیش روتیان قرار دارد را هم باید گفت که مشتری‌هایی مدام دارد.
این جا قهوه‌خانه است. مردم می‌آیند و می‌روند. سرنشینان صندلی‌ها مدام تغییر می‌کنند. هر کسی می‌آید دمی می‌نشیند، چای و طعامی می‌خورد و می‌رود. در سکوت. گویی از ابتدا نبود.
آن چه بی‌وقفه جریان دارد، بازی ترناست.
مردان شاپو بر سرِ بزرگ هیبت، آنچنان جدی بازی را پیش می‌برند که گویی جز ترنا در این جهان امری نیست. معتقدند که در این بازی، آئینی مقدس را به جا می‌آورند، نیت می‌خواهند و وعده اجابت می‌دهند، با عشق ترنا می‌خورند و همین حس و حال است که ترا روی صندلی می‌نشاند. چند لحظه بعد، دل از ترنا کنده، چشم می‌چرخانی و پهلو به پهلو، چهره‌های آشنا می‌بینی که به ضیافتِ رخصت فراخوانده شده‌اند. تازه، دستی و سری تکان می‌دهی به سلامی که عطر شگفتی دیدار و خجلت نادیدن، آن را فراگرفته است.
استامحمد، معترف، هاشمی، مهرآوران، ترابی، گردآفرید، میرزاعلی، خبری، پارسایی، موسوی و...
مجری، استاد ترناست و هر گاه که بخواهد اجرا را به دیگری می‌سپارد. حکم است که نقل بگویی، بخوانی، قصه بگویی، سخنرانی کنی، نقش بکشی، ساز بزنی، زندگی کنی! و نیست سری که گردن از این حکم باز پس کشد.
گاهی دوستی ظرف بامیه یا خرما به دستت می‌دهد. گاه پیاله‌ای آش از دوستی دیگر می‌رسد و مسئول برگزاری برنامه را می‌بینی که در چایخانه برای مهمانانش چای می‌ریزد و سینی می‌گرداند!
سیر برنامه‌هایی هنری، از موسیقی سنتی گرفته تا شاهنامه‌خوانی، فال حافظ و پرده‌خوانی، منقبت‌خوانی و مثنوی‌خوانی ادامه دارند و با خود می‌برندت انگار زمان جایی ایستاده دو ساعت گذشته است و بیرق رخصت به ذکر و صلواتی گرم فرود می‌رود تا روز بعد به بانگ مدحت مرشد و زنگ زورخانه به اهتزاز درآید.

 1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  <<