نمایش "داستان یک پلکان" نیز از این قاعده مستثنی نیست. این نمایش از فضای ویژهای برخوردار است. فضایی که با نیمکتهای چیده شده در صحنه و درهایی که در اطراف آن قرار دارند، با بازیگرانی که همه لباسهایشان تنالیتهای از رنگهای سرد و نشانههایی از قرمز دارد و با شیوه بازی و میزانسنهای خاص معرفی میشود. در صحنههای آغازین نمایش، با داستانی ساده روبرو میشویم. عشقی میان پسر و دختر جوان دو خانواده که به دلایلی نامعلوم اجازه ریشه گرفتن این عشق در قلب این دو را نمیدهند. دلایل این ممنوعیت همچنان بر ما پوشیده میماند تا در صحنههای پایانی کار از آن گرهگشایی شود. این نقطه شروع که میتواند نقطه عطفی برای پیش رفتن داستان باشد، به نقطه عطفی برای عقب رفتن داستان در زمان گذشته تبدیل می شود. به این ترتیب با فضایی روبرو میشویم که در آن در هر صحنه مخاطب با اتفاقی که پیش از این افتاده مواجه میشود. این موضوع تا میانه نمایش چندان محسوس نیست و فقط نشانههایی کوچک در آن وجود دارد که راهگشای چندانی برای درک مخاطب از این بازی زمانی به حساب نمیآید. تنها در زمانی که با دو کاراکتر پدر و مادر پسر عاشقپیشه روبرو میشویم که قنداق او را در بغل دارند، ناگهان متوجه میشویم که نمایش سیری برعکس در زمان را طی کرده است. سیری که تا این لحظه نمایش به کندی و شاید با احتساب روزها اتفاق افتاده و از این لحظه به بعد شتاب و وضوح بیشتری میگیرد. شتابی که در آن با زمانی در حدود 17 ـ 18 سال پیش از زمان داستان روبرو میشویم. این موضوع گرچه آگاهیدهنده است و مخاطب را در درک فضای زمانی جدیدی که در نمایش به وجود آمده یاری میرساند؛ اما آنقدر ناگهانی اتفاق میافتد که درک زمانی مخاطب را برهم ریخته و نمایش را به دو پاره تبدیل میکند. پارهای که در آن گذر از امروز به دیروز با کندی و با فاصله کوتاهی در حد ساعتها و روزها صورت میگیرد و حتی توهم پیش رفتن مستقیم داستان در زمان را به وجود میآورد. و پارهای دیگر پس از آن که ناگهان گذری زمانی به اندازه سن پسر جوان (سالها)، در گذشته اتفاق میافتد. پس از آن دوباره سیری عقب رو در زمان در حد روزها و ساعتها، که در آن با داستان زندگی کاراکترها، اتفاقاتی که برای آنها افتاده و دلیل دشمنی امروز آنها مواجه میشویم.
گرچه موضوع متن نمایش بر پایه فاش کردن اطلاعات گذشته و نمایش شکاف میان روابط آدمها و تنهایی آنها شکل گرفته است؛ اما این اتفاق به سادگی و با سیری خطی (البته در زمان گذشته) اتفاق نمیافتد. کلیت داستان نمایش از سیری مشخص برخوردار است که در آن با ساختاری قطعه قطعه و پازل مانند روبرو میشویم. ساختاری که در آن معرفی مختصری از هر کدام از کاراکترها و روابط میان آنها صورت میگیرد. این معرفی قرار است با پیشرفت نمایش کامل شود. نویسنده و کارگردان نمایش، "رضا گوران" برای تکمیل این اطلاعات از شیوه خاص خود استفاده کرده است. شیوهای که در آن با حذف نقاط اوج خرده داستانها روبرو هستیم و اطلاعات نهایی داستان از مخاطب پنهان نگه داشته شدهاند. در این شیوه برای مثال دلایل ازدواج یکی از زوج ها (خانواده پسرجوان، به ویژه پدر) کاملاً نامشخص و یا سطحی هستند و نمیتوانند به عنوان دلایلی قانع کننده برای ادامه سیر داستان ( رو به جلو) مطرح شوند. این شیوه نگارش که ظاهراً در آن تعمد نویسنده وجود دارد، به باقی ماندن سوالات بی جواب در ذهن مخاطب میانجامد.
در کارگردانی نمایش "داستان یک پلکان" با فضای نیمه انتزاعی مواجهیم که از قرار معلوم نیمکتهای چیده شده در آن قرار است نقش پلکانی را بازی کنند که کاراکترها دائماً در حال عبور از آن هستند. علاوه بر نیمکتها، جنسبازیها، رنگ، نور، موسیقی و کلیت حاکم بر فضا که با میزانسن های فشرده شده ترکیب می شوند در آفریدن این فضای نیمه انتزاعی بیتاثیر نیستند.
میزانسنهای تفکیک شده نمایش در فضاهای دونفره اتفاق میافتد. فضاهایی که در آن هم در متن و هم در کارگردانی نمایش رابطه کج دار و مریزی را شاهدیم که از پس سالیان بر کاراکترهای نمایش تحمیل شده، رابطهای که درباره آن سخنی گفته نشده و زندگی پوچی در آن تصویر میشود که مسیر حرکت تک تک کاراکترها را به سوی پوسیدگی و ناامیدی نشان میدهد. مسیری که شاید پسر و دختر جوان خواهان تغییر آن و خروج از آنند؛ اما به نظر می رسد که ناخواسته قدم در راه پدر و مادرهای خود گذاشته و زندگی آنان را دوباره زندگی میکنند.
این ناکامی در روابط کاراکترها علاوه بر صحنههای دونفرهای که در آن شکلی از رابطهای خصوصی نمایش داده میشود، در مونولوگهای کوتاه هر کدام از کاراکترهای اصلی نیز جلوهگر میشود. مونولوگهایی شاعرانه که در آنها کاراکترها رازهای نگفته خود و شاید وجه خاموش و دلمرده خود را به زبان میآورند. این وجه دلمرده و مایوس در تمام طول کار قابل شناسایی است. به نظر میرسد که افسردگی و خاموشی و دست روی دست گذاشتن بخشی از زندگی این آدمها شده، آدمهایی که از هم دور میشوند و در توهم یافتن رابطهای ناب و خالص به گذشته یا رویاهای خود پناه میبرند.
رنگهای تیره و فضای دلمرده و غم زده اثر و حتی طراحی صحنه و ریتم کند نمایش، دست به دست هم دادهاند که با وجود تمام نوآوریها، نمایش "داستان یک پلکان" نمایشی معمولی و تا حدودی کسلکننده باشد. نمایشی که در آن دردهای انسانی تنها بر سطح نمایش جلوهگر می شوند و راهی به عمق آن نمییابند. تعویض صحنههای طولانی و در برخی مواقع غیرضروری میتواند دلیلی دیگر در کند شدن ریتم کار و یکنواختی فضای آن باشد.
به گزارش سایت ایران تئاتر، تالارهای نمایشی شهر تهران از نیمه فروردینماه بهاری دیگر را تجربه میکنند تا آغازی دوباره بر فعالیتهای آنها در طول سال یک سال پر تلاطم باشد.
مجموعه تئاترشهر
تالار اصلی این مجموعه از نیمه فروردینماه میزبان نمایش "پروفسور بوبوس" به کارگردانی "آتیلا پسیانی" میشود. در این نمایش چهرههای سینمایی و تلویزیونی همچون رضا کیانیان، هانیه توسلی، لیلی رشیدی، بابک حمیدیان، فاطمه نقوی و... به ایفای نقش خواهند پرداخت که از 27 فروردینماه مهمان این تالار خواهد شد.
نمایش ایتالیایی "دکتر فرانکشتاین" به کارگردانی "سالماتره تراماچره" از 17 فروردینماه در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر روی صحنه میرود.
این نمایش در بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر مرد شد.
تالار سایه بعد از تعطیلات نوروزی میزبان اجرای نمایش "مکبث" به کارگردانی رضا ثروتی است.
این اثر نیز در بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، جایزه ویژه جشنواره را از آن خود کرد.
در کارگاه نمایش نیز نمایش "11:11" به کارگردانی مشترک "رکسانا بهرام و حسن برزگر" اجرا میشود. این نمایش که از مشاوره پانتهآ بهرام برخوردار بوده، داستان مردی است که در خواب گم میشود.
نمایش "خدا در آلتونا حرف میزند" به کارگردانی "مسعود دلخواه" نیز در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر اجرا میشود. در این نمایش بازیگرانی چون بهزاد فراهانی، آهو خردمند، بهاره رهنما، کاظم بلوچی، محبوبه بیات و... به ایفای نقش میپردازند.
تماشاخانه ایرانشهر
اجرای دو نمایش "مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش" و "به خاطر یک مشت روبل" تا بعد از تعطیلات نوروزی ادامه مییابد.
نمایش "مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش" به کارگردانی "رضا حداد" با بازی لیلی رشیدی، برزو ارجمند، سیامک انصاری و... و نمایش "به خاطر یک مشت روبل" به کارگردانی "حسن معجونی" با بازی سعید چنگیزیان، مهدی کوشکی، داریوش موفق و...
از نیمه فروردینماه اجراهای خود را در این تماشاخانه از سر میگیرند.
تالار فردوسی
تالار فردوسی که تا 24 اسفندماه میزبان نمایش "اپرای مولوی" بهروز غریبپور بود، فعالیت خود را از 22 فروردینماه با آغاز اجرای رپرتوار 4 اپرای بهروز غریبپور از سر میگیرد.
این رپرتوار شامل تمامی آثار اپرایی غریبپور اعم از "رستم و سهراب"، "مکبث"، "عاشورا" و "اپرای مولوی" است. شروع این رپرتوار با اجرای "اپرای مولوی" به مدت 10 شب خواهد بود.
تماشاخانه سنگلج
نمایش "بهرام و گل اندام" به کارگردانی "حسن عظیمی" آغازگر فعالیت خاستگاه تئاتر ملی در سال 89 خواهد بود.
این نمایش جزء آثار برگزیده چهاردهمین جشنواره بینالمللی نمایشهای آیینی و سنتی است. که به صورت کمدی و سیاهبازی اجرا میشود.
تالار مولوی
دو نمایش "هتل کالیفرنیا" به کارگردانی "بهرام تشکر" و "فاصله تاریک ستارهها" به کارگردانی "ایثار ابومحبوب" از نیمه فروردینماه در تالار مولوی روی صحنه میروند.
نمایش "هتل کالیفرنیا" که در سالن کوچک این تالار اجرا میشود، داستان دو زوج جوان است که به هتل کالیفرنیا میروند و دچار مشکلاتی میشوند.
نمایش "فاصله تاریک ستارهها" نیز در سالن اصلی این تالار اجرا میشود.
تالار هنر
در تالار هنر فروردینماه امسال، علاوه بر این که اجرای نمایش "لافکادیو" به کارگردانی "رامین کهن" در آن ادامه مییابد، دو نمایش جدید نیز اجرا میشوند.
دو نمایش "بیگ بیگو" به کارگردانی "حسین مزینانی" و "رویای بارانی" از 22 فروردینماه در این تالار روی صحنه میروند.
اجرای نمایش "لافکادیو" نیز از 15 فروردین به مدت یک هفته در این تالار ادامه مییابد.
خانه نمایش
خانه نمایش اداره برنامههای تئاتر از 15 فروردینماه میزبان نمایش "اگر شبی از شبهای تهران مسافری" به کارگردانی "علی شمس" میشود.
این نمایش طنز با حضور بازیگرانی چون وحید آقاپور، علی فلاحتپیشه، روح الله کمانی و... روی صحنه میرود و داستانی طنزآمیز را روایت میکند.